برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
گاهی هم آدم خودش رو مسخره میکنه. با فکراش، حرفاش و کاراش.
+ های! ای روزگار! تف بر مردمانی که تو را اینگونه ساختند و اینگونه ویران کردند و اینگونه در تو حکم راندند و اینگونه در طول تو استحکام بخشیدند پایههای ضعیف ظلم را، تا چنین ستبر و ریشهمند شد.
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
6:58 راه افتادیم. خیلی گشنهم بود.
کنار مترو پیادهم کردن و رفتن. فک کنم استارت دویدن تو متروی مشهد رو من زدم :)
اسممو گذاشتم تو نوبت، چهارده! اومدم بیرون تو پارک نشستم. موز رو درآوردم، له شده بود! یه بچه گربه اومد نشست چند قدم اونورتر زل زد به من!
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب: آرتمیسِ,
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب: روزمرگی,
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
به یک داوطلب نیازمندیم که یکی دو شبی به جای ما بخوابد تا ما به کارهایمان برسیم...
تیک
تیک
تیک
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
شیفتامو قشنگ هماهنگ کرده بودم دوستم بره. حالا که تو راهم زنگ زده که رئیسم نمیذاره و کلی معذرتخواهی هم کرد. گفتم که عذرخواهی نیاز نیست و تقصیر اون نیست که شرایط عوض شده.
با یکی دیگه از دوستام صحبت کردم، فعلا قرار شده اون به جای من بره. انشاءالله که
برچسب:
نویسنده: مریم صفری
برچسب:
نویسنده: مریم صفری